مشخصات فردی و زندگینامه
نام:محمد
نام خانوادگی:نادری
پست الکترونیک:naderi1364m@yahoo.com
آدرس وب سایت:http://www.welayatnet.com/ar
نخصص ها:ادبیات عرب ، فقه و اصول

زندگی نامه


سرآغاز
در چله زمستان سال 64 خورشیدی در روستای «مقصودآباد» بخش «نوبران» شهرستان «ساوه» پای در کهنه خاکدان دنیا گذاردم. الفبای ادب زندگی را در دبستانی در زادگاهم آموختم و نیک و بد روزگار را با راه‏‏ نمایی آموزگاران در روستای جوشغان شناختم. یاد باد آن روزگاران یاد باد... .

در پی گمشده
 
شرارعشق به پیدای پنهان هر روز بیش از پیش نهانخانه دلم را می گداخت. کوله بار سفر بربستم و برای دوره متوسطه رهسپار شهر غرق آباد شدم تا مگر لختی از این درد جانکاه بیاسایم، لیکن تو گویی قرار بر این نبود که دل بی تاب و بی قرار آرام گیرد. در سال دوم دبیرستان گاه و بيگاه، شام تا پگاه به تماشای بوستان بی خزان دانشمندان می نشستم و از بوی دلاویز گلهایش سرمست می شدم، به گونه ای که از همان سال نرگس پر فروغم رنجور و کم سو گشت. با خواندن هر دفتر روح تازه ای در کالبدم دمیده می شد و طنین گلواژه های الهی گوش جانم را می نواخت وزلال آموزه های اسلام آویزه گوشم می گشت. 
 ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم                        از  بد  حادثه  اینجا  به  پناه آمده ایم

در آغوش حوزه
 
تا اینکه شور عشق لایزال الهی، شرری در جان افروخت و پایاب شکیبایی از دست بشد.
من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق          چار تکبیر زدم یکسره بر هر چه که هست

 فرو نشاندن آتش این عطش چاره‌ای مگر پشت پا زدن به درس و مدرسه و سر نهادن به آستان حوزه علمیه نداشت.
رشته‌ای بر گردنم افکنده دوست                                می‌کشد هر جا که خاطرخواه اوست

در پی فاش شدن آهنگ، استادان و دوستان و آشنایان ساز ستیز نواختند، که البته پند آن که گمشده خود را یافته باشد بسان سودن آب در هاون سودی نخواهد داشت.
 بشوی اوراق اگر همدرس مایی
                که علم عشق در دفتر نباشد

در سال 80 با وارد شدن به حوزه علمیه ولی عصر (سلام الله علیه) ساوه، خاطر طوفان زده ام به ساحل آرامش رسید. به مدت هفت سال -که آکنده از سرخوشی‌ها و رنجوری‌ها بود- به آموختن علوم حوزوی همت گماشتم. همزمان با فراگیری، به تدریس ادب تازی و حفظ «الفیه» ابن مالک در دانش نحو و «تحفة الاطفال» در دانش تجوید و... مبادرت نمودم. در این برهه تلخبارترين رويداد زندگی را چشیدم، چه آنکه در سال پایانی شادروان پدرم روی در نقاب خاک کشید. ای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت.

رهسپار قم
سپس در سال 88 به منظور تکمیل تحصیلات راهی حوزه مقدسه قم شدم و در محضر اساتید زبردست و بنام حوزه زانوی شاگردی بر زمین زدم.
قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن                            ظلمات است بترس از خطر گمراهی

بلاغت، رسائل و کفایتین را از استاد حیدری فسایی درس گرفتم. همچنین در یک دوره چهار ساله در درس مختصر المعانی استاد فتوحی شرکت نمودم. پس از آن در مقطع خارج از خرمن علوم و معارف حضرات آیات وحید خراسانی، احمد عابدی، حیدری فسایی و ... خوشه چینی نمودم و از دروس تفسیر آیة الله جوادی آملی بهره جستم.

سال 93 در سن 29 سالگی ازدواج نمودم و همینک افزون بر شرکت در دروس خارج، به پژوهش در ادبیات عربی و تدریس (اصول، ادبیات، مکالمه عربی و ...) و تبلیغ و...اشتغال دارم.

دریغ
با وجود این که خاستگاه ادب تازی حوزه‌های علمیه بوده و علماء و دانشمندان شیعی آثار نفیس و فاخری را در این قلمرو از خود به یادگار گذاشته‌اند، سوگمندانه امروزه مورد بی مهری قرار گرفته و آنگونه که باید ارج نهاده نمی‌شود. به طوری که در میان انبوه موسسات و مراکز تخصصی هیچ نام و نشانی از آن به چشم نمی‌خورد. دیگر نه «تصریف الملوک» و «خصائص» ابن جنی خریداری دارد و نه «مجازات القرآن» و «المجازات النبویة» سید رضی. نه «امالی» سید مرتضی خواننده‌ای دارد و نه «شرح کافیه» رضی استرآبادی . نه «انوارالربیع» سید علیخان مدنی طرفداری دارد و نه «حاشیه مطول» سیالکوتی که بازار علم و ادب کساد است. افسوس و دریغ که گرد بی مهری و غبار غربت بر روی تراث عظیم ادب شیعی نشسته و بیگانگان به نیابت از ما به تصحیح و تحقیق و چاپ و نشر آنها می‌پردازند. بگذریم، چه این رشته سر دراز دارد.
شرح این هجران و این خون جگر                                             ایـن زمـان بگـذار تـا وقت دگـر

ارمغان
بر بنياد آنچه گفته آمد، بیشتر تالیفات و پژوهش‌ها و نوشتجات این جا مانده‏ از قافله سعادت در زمینه ادب تازی است. برخی از آنها عبارتند از:
1-صرف اللسان
2-الهدیه فی شرح الفوائد الصمدیة
3-حاشیه بر سیوطی
4-حاشیه بر جواهر
5-حاشیه بر مغنی
6-حاشیه بر علوم العربیة

امید
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و توفنی علی ملتهم.