خدایا چنان کن سر انجام کار...
99 بازدید
تاریخ ارائه : 5/30/2013 8:49:00 AM
موضوع: تاریخ و سیره

1- فَارْجِعَا أَيُّهَا الشَّيْخَانِ عَنْ رَأْيِكُمَا فَإِنَّ الْآنَ أَعْظَمَ أَمْرِكُمَا الْعَارُ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَجَمَّعَ الْعَارُ وَ النَّارُ وَ السَّلَام‏. [نهج البلاغة للصبحي صالح ؛ ص446]

حضرت علی (ع) در ضمن نامه ای طلحه و زبیر را چنین موردعتاب و خطاب قرار می دهد:

ای پیر زال های خیره سر! آن چه در سر دارید وا نهید که اکنون بزرگتر گناهتان ننگ است و بس، پیش از آن که ننگ و آتش دوزخ از دو سو شما را در بر گیرد و السلام.


2- كَانَ الزُّبَيْرُ أَشَدَّنَا بَصِيرَةً فِي نُصْرَتِه‏ [بحار الأنوار ط - بيروت ؛ ج‏28 ؛ ص268]

سلمان می گوید:

زبیر در یاری نمودن حضرت از همه ما (سلمان، ابوذر، مقداد) معتقد تر بود.

3- مَا زَالَ الزُّبَيْرُ رَجُلًا مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ حَتَّى نَشَأَ ابْنُهُ الْمَشْئُومُ عَبْدُ اللَّه‏ [نهج البلاغة للصبحي صالح ؛ ص555]

زبیر هماره از ما اهل بیت بود تا آنکه پسر شوم و بد سگال او عبد الله سر بر آورد.

4- قَالَ سَيفٌ طَالَمَا جَلى بِهِ الكَربُ عَن وَجهِ رَسُولِ الله ص [شرح نهج البلاغة؛ ج1 ؛ ص236]

پس از آنکه ابن جرموز زبیر را کشت و شمشیر او را نزد حضرت آورد، آن را به دست گرفت و فرمود:

این همان شمشیری است که غم و اندوه بسیاری را از چهره پیغمبر زدود.

5-  الْقَ الزُّبَيْرَ فَإِنَّهُ أَلْيَنُ عَرِيكَةً فَقُلْ لَهُ يَقُولُ لَكَ ابْنُ خَالِكَ عَرَفْتَنِي بِالْحِجَازِ وَ أَنْكَرْتَنِي بِالْعِرَاقِ فَمَا عَدَا مِمَّا بَدَا [نهج البلاغة للصبحي صالح ؛ ص74]

پیش از جنگ جمل امام (ع) به عبد الله بن عباس چنین دستور می دهد:با زبیر ملاقات کن که او نرم خو تر است. به او بگو:

تو كه در حجاز مرا شناختی، چه شد که در عراق پيوند گسستى و بر من تاختی؟!