سید علی خان مدنی شیرازی
189 بازدید
تاریخ ارائه : 6/9/2013 7:52:00 AM
موضوع: رجال و تراجم

سید علی خان كبیر درغروب جمعه ، پانزدهم جمادی الاول 1052 ق . در مدینه پای به عرصه گیتی نهاد. ([1])پدرش سید نظام الدین احمد از دانشوران شیرازی تبار حجاز بود و در شمار نوادگان علی بن الحسین علیه السلام جای داشت. ([2])مادر گرانقدرش دخت شیخ محمد بن احمد منوفی ،مرجع وارسته شافعیان شمرده می شد. ([3])
هنوز علی خردسال بود كه پدرش دعوت قطب شاه هفتم ، فرمانروای حیدرآباد را اجابت كرد و برای راهنمایی مومنان شبه قاره رهسپار هند شد.([4])

رازهای حجاز

كودك شیرازی تبار حجاز زیر نظرمادر ارجمندش بالید. در این سال ها دایی دانشورش ، شاعر گرانمایه حضرت قاضی عبدالجواد منوفی ، پیشوای مذهبی و امام جماعت شافعیان در مسجد الحرام از وی حمایت می كرد. ([5])و نهال نورسته مدینه را از عنایات خویش برخوردارمی ساخت . سید علی در روزگار كودكی بزرگان بسیار دید و یاد و نام و سیمای علمی-اجتماعی آنها را به خاطر سپرد. شیخ عبدالله بن سعید باقشیر، سید نورالدین علی بنحسن حسینی شامی ، سبط الشیخ زین بن شیخ محمد شامی عاملی ، قاضی تاج الدین احمد بن ابراهیم مالكی مكی و مولا محمد باقر خراسانی جمعی از دانشورانی بودند كه برای تدریس یا نماز به مسجد الحرام می آمدند. ([6])و خاطره سبزشان دراندیشه كوچك نوباوه هوشمند حجاز ثبت شد.
سید علی در چنین فضایی رشد یافت و به حدود چهارده سالگی رسید. در این سن نامه پدر كه وی را به هجرت فرا می خواند، به دستش رسید. پس بار سفر بست و در ششم شعبان 1066 ق . رهسپار شبه قاره شد.([7])


دنیای جدید

سفر نوجوان حجاز بیست ماه به درازا كشید. سرانجام در روزهای پایانی ربیع الاول 1068 ق . به حیدر آباد رسید. ([8])و برای نخستین باریعقوب هند را در آغوش گرفت . او شرح تلاشهای مادر فداكارش را برای پدر باز گفت و ازحوادث حجاز پرده برداشت.
نظام الدین احمد مقدم فرزند را گرامی داشت و درفرصتهای گوناگون داستان شیخ الاسلامی و پذیرش دامادی سلطان را برای پور سپید بخت مدینه النبی بیان كرد. ([9])و برنامه درسی وتربیتی ویژه ای برایش در نظر گرفت.
ناگفته پیداست كه نظام الدین برای تربیت علمی فرزند فرصت كافی نداشت . بنابراین جوان برومند حجاز را فرمان داد كه تنها به محفل علمی پدر بسنده نكند و برای دستیابی به آرمان بلند خویش از محضر دانشمندان بزرگی كه به شوق بهره گیری از فضای مناسب حیدرآباد به سمت شبه قاره می شتافتند، سودبرد.
سید علی پند پدر شنید و از پژوهشگران بزرگی چون محمد بن علی شامی عاملی([10])و شیخ جعفر بن كمال الدین بحرانی كامیاب شد.([11])
ناگفته پیداست كه آموخته های اختر فروزان حیدرآباد به آموزش های مدون بزرگان یاد شده محدود نبود. او در نشستهای رسمی و غیررسمی پدر شركت می جست و از گنجینه اندوخته های دانشگرانی كه به دیدار سید نظامالدین می شتافتند، برخوردار می شد. منابع موجود نشان می دهد كه محفل پدر جایگاه ادیبان ، پزشكان و فقیهان بود. سرور جوانان حجاز در این نشست ها با بزرگانی چون ادیب گرانمایه سید حسینعلی بن حسن شدقم حسینی و ادیب و پزشك نامور شیخ حسین بن شهاب الدین كركی شامی([12])آشنا شد و از تجربه های گرانبهایشان بهره برد واندك اندك در شمار درختان پرثمر باغستان دانش حیدرآباد جای گرفت.


فصل دشنه

در این روزگار قطب شاه هفتم(سلطان عبدالله ) در گذشت و یكی از دامادهایش كه در سلك صوفیان جای داشت بر تخت نشست و خود را سلطان ابوالحسن قطب شاه هشتم نامید. ([13])نخستین هدف او چون همه فرمانروایان ، از میان بردن رقیبان بود. رقیبانی كه سید نظام الدین و فرزند دانشورش سید علی خطرناك ترین آنها شمرده می شدند. در دیدگاه او رهبر بزرگ مذهبی حیدر آباد، كه عنوان دامادی قطب شاه هفتم را نیز با خود داشت و از حمایت بی شایبه فقیهان و دانشمندان بهره میبرد آتشفشان خاموشی بود كه هر لحظه می توانست فعال شود و دربار را زیر خاك و گدازه های خشم الهی خویش مدفون سازد. بنابراین بر نظام الدین و فرزندش سید علی سخت گرفت.دست آن پاكان آسمان تبار را از مراكز قدرت مادی كوتاه كرد و در تنگ تر ساختن حلقه محاصره پنهان آنان بسیار كوشید.
این مرحله از زندگی سید دانشوران حجاز ده سال به درازا كشید. هر چند صدر الدین در این دوره با دانشمندان محفل پدر پیوند داشت و ازدوستی بزرگانی چون حكیم ابوالحسن بن ابراهیم طبیب شیرازی و ادیب گران پایه شیخ جمال الدین محمد بن عبدالله نجفی مالكی بهره می برد ولی دیگر از آزادیها و كامیابی های ایام سلطان عبدالله خبری نبود. رگبار حوادث بر او و پدر ارجمندش فرو می بارید وزندگی را بر آنها دشوار می ساخت . سید وارستگان حجاز در دیباچه زرین((سلافه العصر))از آن سالها چنین یاد كرده است:
((
پس پیوسته ناكامی ها بر من فرو می بارید و مرا از نگارش باز می داشت . حوادث ناگواری كه طومار شكیبایی را در هم می پیچید، گردش روزگاری كه پیامدهای تلخش خردسالان را كهنسال و سپید موی می ساخت . رنج دوری از وطن ، بستگان و آشنایان ، انواع دشواری ها و نامرادی ها در كنار دشمنی پیوسته دربار چنان آتشی در زندگی ام افكند كه اگر بر زبان قلم جاری شود بی تردید آن را می سوزاند. ([14])))
هر چند آن سال ها روزگار ناكامی ها و نامرادی های سید علی شمرده شده است ، هرگز تلخ ترین روزهای زندگی اش نبود. در سال های پایانی این دهه غمبار مرد پولادین عرصه دانش و ادب روی درنقاب خاك كشید. ([15])و صدر الدین را در برابر یورش های مكرر سلطان ابوالحسن تنها نهاد.
اینك قطب شاه هشتم برای همیشه از دغدغه نفوذ سید نظام الدین رهایی یافته بود. پس بی هیچ نگرانی سید علی را در خانه ای كوچك زندانی كرد و هرگونه دیدار با او را ممنوع ساخت . بدین ترتیب ناگوارترین روزهای زندگی سرور دانشوران حجاز با مرگ سید نظام الدین آغاز شد و تا سال ها ادامه یافت . روزهایی كه خود درباره آن چنین نگاشته است:
((...
در اینروزگار از همه آشنایان دورم و جز اندوه همنشینی ندارم ... ناگزیر باید در خانه ای تنگ تر از روزن سوزن زندگی كنم ، خانه ای كه هنگام ورود بدان شاهرگ قلب انسان پاره می شود. در این سرای ، همنشینی جز كتاب و دفتر ندارم...
خداوند از حوادثی كه درآینده پدید می آید آگاه تر است . تا كنون بر این بحران گشایشی آشكار نشده است...این گزیده ای از حقایقی است كه در این سرزمین بر من می گذرد، شرح روزهای زندگی ام كه پیاپی می گذرند و من با حسرتی پایان ناپذیر به تماشایشان نشسته ام. ([16])))
البته او از روزهای دشوار زندان بهره گرفت و آتش نمرودیان را گلستان ساخت . پژوهش های ناتمام خویش را به پایان رساند و كتاب نفیس((الحدائق الندیه فی شرح الصمدیه))را در جمادی الثانی 1079 ق . به جهان دانش و ادب عرضه كرد. ([17])آن بزرگ مرد در سطور پایانی این اثر از دشواری های زندگی اش پرده برداشته ، می نویسد:
((...
این شرح مبارك در روزهای سرشار از اندوه ، اضطراب ونگرانی پایان پذیرفت . من در روزگار و سرزمینی جای گرفته ام كه بازار دانش ودانشجویان در آن بی رونق شده ، نادانان و طرفدارانشان قدرت یافته اند...))([18])
در روزهای پایانی جمادی الثانی 1079 ق . چند روز پس از پایان نگارش ‍ این اثر نفیس حادثه ای دردناك روان آسمانی سید علی را در اندوه فرو برد. شیخ احمد بن محمد علی جوهری مكیگیتی را وداع گفت. ([19])جوهری در روزگار مرگ فضیلت ها گوهری گرانبها بود.مرد دانشور و جهان دیده ای كه گه گاه با نامه ای ، پیامی یا كتابی تنهایی جانكاه دانشور دربند حیدرآباد را از خاطرش می زدود و اندوه بی پایانش را به شادی و لبخندتبدیل می كرد.

نیلوفر آبی

1082ق . را باید سال رویش نیلوفرهای آبی در مرداب عفن حیدرآباد دانست . در ربیع الثانی این سال كوشش های شبانه روزی ستاره دربند هند به بار نشست و كتاب گران سنگ سلافه العصر فی محاسن الشعراء بكل مصر پای به عرصه ادب و هنر نهاد. ([20])دانشور گران پایه حجازی تبار در زندان هراسناك حیدرآباد به مرور خاطرات سی ساله زندگی اش پرداخته ،آنچه از اندیشمندان و ادیبان عرب در سینه داشت به برگهای زرین این كتاب پر ارج سپرد و شاهكاری ماندگار در هنر و ادبیات عرب پدید آورد.

با سواران اورنگ

سرنوشت همچنان با دانشمند وارسته حیدر آباد نامهربان بود. توفان دیرپای شریعت ستیزی كه با مرگ قطب شاه هفتم آغاز شده ، با عروج سید نظام الدین احمد اوج گرفته بود همچنان ادامه داشت و هستی گرانبهاترین گوهر دریای دانش و هنر راتهدید می كرد. نگاهبانانی كه پیرامون خانه كوچك او می گشتند، جاسوسانی كه به عنوان دانشجو و ادیب به دیدارش ‍ می شتافتند هر یك خبر از آینده ای دشوارتر و تاریك تر می داد.
در چنین موقعیت ادیب برجسته حجازی تبار نقشه ای هوشمندانه طرح كرد، نقشه ای كه در بهترین فرصت به اجرا درآمد. سید علی از زندان گریخت و مقام های امنیتی قطب شاههشتم را در شگفتی فرو برد. سلطان سواران بی شمار در پی اش روان ساخت . سوارانی كه بسیار تلاش كردند ولی جز نومیدی و شكست بهره ای نبردند.([21])
دانشور گریخته از زندان قطب شاهیان ، خود رابه برهانپور رساند و در نخستین فرصت به دیدار محمد اورنگ زیب ، پادشاه آن سامان شتافت. ([22])اورنگ زیب دشمن دیرپای حیدرآباد نشینان شمرده می شد و پیوسته در اندیشه جذب دانشمندان و سیاستمداران آن دیار بود. بنابراین مقدم سرور ادیبان جزیره العرب را گرامی داشته ، لقب خان به وی بخشید و هزار و سیصد سوار زیر فرمانش قرار داد. ([23])بدین ترتیب فرزند دانشمند سید نظام الدین به صدر الدین سید علی خان شهرت یافت . پیشنهادهای سازنده اودر شیوه كشور داری و لشگر آرایی سلطان اورنگ را بسیار تحت تاثیر قرار داد، به گونه ای كه وقتی رهسپار اورنگ آباد شد وی را نیز همراه خویش برد و چون از آنجا به سمت احمد نكر حركت كرد او را فرمانده نگاهبانان اورنگ آباد ساخت. ([24])
تلاش های آن دانشمند بزرگ در تامین امنیت شهر و آسایش مردم ، محمد اورنگ زیب را بر آن داشت كه وی را به حكومت لاهور و مناطق مجاور منصوب كند. ([25])با این تدبیر سلطان نماینده ای شایسته یافت.لاهور فرمانداری دلسوز به دست آورد و ادیب بزرگ سده یازدهم پای در روزگاری سراسرتلاش نهاد.
هر چند مسئولیت تازه سید دشوار و كمر شكن بود، هرگز او را از پژوهش ونگارش باز نداشت . آن بزرگمرد از فرصت های اندك پدید آمده در نبردها و آماده باش ها بهره برد و به تحقیق و نگارش پرداخت . پژوهش های سودمندی كه سرانجام بخشی از آن درسال 1093 ق . با نام كتاب نفیس انوار الربیع فی انواع البدیع در اختیار ادب دوستان قرار گرفت. ([26])آن ادیب فرزانه در پایان كتاب اوضاع دشوار روزهای نگارش را چنین به خاطر آورده است:
((
پروردگار در روزگاری مرا به آغاز و پایان این كتاب موفق داشت كه برای هیچ انگشتی همنشینی با قلم قابل تصور نیست و حتی در خیال انسان نیزنمی گنجد كه بتواند مساله ای را در دل تصور كند. روزگاری كه چشم بر چیزی جز برق شمشیر و نیزه نمی افتد و دست ها جز با دسته شمشیر و لگام اسبان با چیزی همنشین نمیشوند و این در زمان مرزداری در نقاط خطر خیز سرزمین هند است كه هر بامداد و شامگاه در برابر دشمنان فرود می آییم و با آنان درگیر می شویم . روزگاری كه گوش جز بافریاد((ای سواران خداوند، پای در ركاب نهید.))
آشنا نیست و انسان جز آوای بزرگان گرفتاری كه می گویند:((ای غلام ، اسبم را نزدیك آور!))نمی شنود([27])))

اندیشه پرواز

هر چند فرمانبرداری لاهور مقامی پر كشش بود و بسیاری از سیاست پیشگان برای دستیابی بدان خود را در آتش می افكندند، برای دانشوری كه روانش در تابش آفتاب دانش و ایمان بالیده ، كاری توان فرسا و بی ارج می نمود. در دیدگاه او مقام ها و موقعیت های ممتاز اجتماعی و سیاسی تنها هنگامی ارزنده بود كه بتوان در سایه آن اشك یتیمی را سترد، درد كهنسالی را زدود یا ستمدیده ای را از زنجیر نامردان رهایی بخشید. بنابراین پس از چند سال ، چون مقام فرمانداری لاهور را از ارزش های راستین تهی یافت ، بی درنگ از آن كناره گرفت و دیگر بار همنشین كتاب و دفتر شد.([28])
بی تردید دانشمندی چون صدر الدین سید علی همنشینی با كتاب را از هر كاری زیباتر و دوست داشتنی تر می داشت ولی سیاستمداری چون اورنگ زیب هرگز نمی توانست شخصیت ارجمند دانشور وارسته روزگار خویش را نادیده گرفته ، از او در اداره امور جامعه بهره نبرد.بنابراین ضمن فرمانی وی را به ریاست دیوان((برهانپور))منصوب كرد.([29])
دانشور برجسته جهان اسلام كه این مقام رابرای خدمت و انجام دادن وظیفه الهی اش مناسب می دید، راه برهانپور پیش گرفت و در آن دیار به نجات ستمدیدگان و كوتاه كردن دست تبهكاران و متجاوزان پرداخت . آن بزرگ مرد در این شهر نیز از پژوهش و نگارش باز نایستاد و در سال 1104 ق . اثر پر ارج((نغمه الاغان فی عشره الاخوان))را در 693 بیت به رشته نظم كشید. ([30])
البته این تنها ثمره تلاش علمی آن ادیب وارسته نبود. صدر الدین سید علی در كنار همه مسوولیت های اجتماعی به پژوهش و نگارش ادامه داد و سرانجام پس از تلاشی دوازده ساله در 1106 ق مجموعه نفیس((ریاض ‍ السالكین فی شرح صحیفه سیدالساجدین علیه السلام))را به پایان برد.([31])
آن دانشمند گرانمایه پس از چند سال داوری ،از كار در دیوان برهانپور كناره گرفت و دیگر بار به ارتش پیوست و سالیانی چند درسپاه محمد اورنگ زیب ، كه تشنه حضور فقیهی پارسا بود، به خدمت پرداخت. ([32])
نا گفته پیداست كه آن دانشور نستوه در این برهه نیز از پژوهش دست نكشید و در روزگاری كه به سن شصت نزدیك می شد به نگارش رساله ای در شرح روایت های پنجگانه ای كه پدرانش سینه به سینه برایش بازگو كرده بودند، پرداخت و در ربیع الاول 1109 ق . آن را به پایان برد.([33])
سال ها شتابان می گذشتند و ادیب فرزانه هند را به سمت كهنسالی پیش ‍ می بردند. سرور اندیشمندان سده یازدهم اینك آثار گذر عمر را بر پیكرش ‍ مشاهده می كرد. بنابراین در 1114 ق . نزدمحیی الدین محمد اورنگ زیب شتافت و كناره گیری اش از پست های دولتی را به آگاهی وی رسانده ، اجازه خواست كه راه حجاز پیش گیرد و در پایان عمر به زیارت بیت الله الحرام ، آرامگاه مقدس پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و بستگانش در آن سامان توفیق یابد.
اندكی بعد بار سفر بست و بی توجه به اندرز آشنایان ، كه او را به ماندن و بهره گیری از عنایت های ملوكانه تشویق می كردند، در مسیر سپیدترین جاده جهان به حركت درآمد و پس از 46 سال زندگی پرفراز و فرود در شبه قاره ، سوی وطن روان شد.


دیار نیكان
سرور دانشوران سده یازدهم پس ازبه جای آوردن مناسك حج ، زیارت حرم معصومان حجاز و دیدار بستگان ، راه عراق پیش گرفت و آرامگاه شهیدان معصوم آن دیار را از نزدیك زیارت كرد. ([34])سپس به جانب خراسان روان شد و بر مزار پاك هشتمین امام معصوم علیه السلام بوسه زد و آنگاه به اصفهان شتافت([35])تا با دانشوران آن سامان آشنا شود.
آن بزرگ مرد وارسته در سال 1117 ق . به پایتخت پرشكوه صفویان رسید. ([36])چون سلطان حسین از ورود خورشید رخشان آسمان ادب آگاه شد مقدمش را گرامی داشت و در بزرگداشت وی كوشید. ([37])گوهر گران بهای جزیره العرب به پاس این مهمان نوازی شایسته كتاب شریف((ریاض ‍ السالكین فی شرح صحیفه سید الساجدین))را كه ثمره دوازده سال تحقیق و نگارش بود، به دربار صفوی هدیه كرد. ([38])
اندیشمند وارسته آیین وحی در واپسین بخش از سفر دراز خویش با كوله باری از خاطره ، تجربه و شهرت به شیراز، شهر پدران بلند آوازه اش ، گام نهاد و با خاطری آسوده به پژوهش ، نگارش وتدریس پرداخت . با حضور آن ادیب برجسته مدرسه ای كه پدربزرگ ارجمندش امیر غیاث الدین منصور بنیاد نهاده بود رونق روزگاران گذشته را بازیافت و نام صدرالدین سیدعلی خان مدنی به عنوان مرجعی گرانبها و دانشوری آسمان تبار زبانزد همگان شد. ([39])

گنجینه خورشید

مسافر كهنسال و خسته هندوستان هدایای بسیار با خود آورده بود.هدایایی كه بخشی از آنها را در قالب شعر و سخنان حكمت آمیز در میان شاگردان پراكند و بخشی دیگر را در قالب كتاب به دانش پژوهان و ادب دوستان عرضه كرد. تاریخ نگاران نام كتاب های آن دانشمند نیك نهاد را چنین ثبت كرده اند:
1.
سلافه العصر فی محاسن الشعراء بكل مصر
2.
الدرجات الرفیعه فی طبقات الامامیه
3.
سلوه الغریب و اسوه الادیب
4.
انوار الربیع فی انواع البدیع
5.
الحدائق الندیه فی شرح الصمدیه
6.
الفرائد البهیه فی شرح الفوائد الصمدیه
7.
موضح الرشاد فی شرح الارشاد
8.
رساله فی اغلاط الفیروز آبادی فی القاموس
9.
التذكره فی الفوائدالنادره
10.
المخلاه
11.
الزهره فی النحو
12.
ملحقاه السلافه
13.
نفثه المصدور
14.
محك القریض
15.
رساله فی المسلسله بالاباء
16.
نعمه الاغان فی عشره الاخوان
17.
ریاض السالكین فی شرح صحیفه سید الساجدین علیه السلام
18.
الكلم الطیب و الغیث الصیب
19.
دیوان شعر

اختر خاموش

ادیب بزرگ سده یازدهم علاوه بر شیخ جعفر بن كمال الدین بحرانی ، شیخ علی بن فخر الدین محمد بن شیخ حسن بن شهید ثانی ، پدر گرانقدرش ‍ سید نظام الدین احمد و دیگر استادان روزگار از پژوهشگر بزرگ دریای دانش های اهل بیت علیه السلام علامه محمد باقر مجلسی نیز اجازه روایت داشت.
او در سال های تدریس شاگردان بسیار پرورید ولی بی دریغ كه نام و یاد آن سپید بختان در گذر زمان به تاراج رخدادها رفته، در آور فراموشی مدفون شده است . آنچه می توان در این فرصت باز گفت نام سه تن ازكامروایانی است كه اجازه بازگویی شنیده ها و نگاشته های سید ادیبان حجاز را دریافت داشته اند:
1.
علامه گرانمایه حضرت شیخ محمد باقر مجلسی گردآورنده مجموعه نفیس بحارالانوار
2.
دانشور ارجمند حضرت شیخ باقر بن موسی محمد حسین مكی ،
3.
دانشمند وارسته حضرت سید محمد حسین خاتون آبادی اصفهانی.

دریغ

ناگفته پیداست دانشوری كه درروزهای سخت حیدر آباد و لاهور از پژوهش باز نایستاد در روزهای آسودگی شیراز نمی توانست از این كردار پسندیده دست بردارد. او همچنان تحقیق می كرد و می نوشت تاگرانبهاترین مجموعه لغت عرب را پدید آورد و البته در این كار نیز چون همه اقداماتش به موفقیتی سترگ دست یافت . كتاب پر ارج((الطراز الاول فیما علیه من لغه العرب المعول))([40])نشانه روش پیروزی بزرگ آفتاب بی غروب شیراز درروزگار كهنسالی و ناتوانی است . ادیب گرانمایه مدرسه منصوریه در این اثر گران پایه استادی و چیرگی خیره كننده اش را هویدا ساخته ، در ذیل هر لفظ همه مسائل مربوط به آن ، حتی ترانه ها و داستانها را نیز به زیور نگارش آراسته است. ([41])
بی تردید پایان این اثر شگرف می توانست پایان گسترده ترین پژوهش های انسان در موضوع لغت عرب به شمار آید ولی دریغ چرخ چنین نمی پسندید. بیماری بر پیكرش پنجه افكند و سرانجام دیدگان پرفروغش ‍ در یكی ازغمبارترین روزهای سال 1120 ق . برای همیشه بسته شد.
استادان ، دانشجویان ومومنان شهر پیكر گرانبهاترین گوهر دریای ادب و هنر را تا حرم حضرت احمد بن موسی علیه السلام شاهچراغ همراهی كردند و در آن حریم پاك كنار آرامگاه سید ماجد بحرانی به خاك سپردند. ([42])

[1]فوائد الرضویه ، شیخ عباس قمی ، ص 270.

[2]ریحانه الادب ، محمد علی مدرس ، چاپ سوم ، ج 2، ص 91.

[3]سلافه العصر فی محاسن الشعراء بكل مصر، سید علی خان مدنی ،المكتبه المرتضویه لا حیاه الاثار الجعفریه ، ص 124.

[4]سبحه المرجان فی آثار هندوستان ، چاپ سنگی ، ص 86.

[5]سلافه العصر فی محاسن الشعراء بكل مصر، سید علی خان مدنی ،المكتبه المرتضویه لاحیاه الاثار الجعفریه ، ص 125.

[6]همان كتاب ، ص 133 و 134، 217، 302، 303، 308، 491 و 492.

[7]سبحه المرجان فی آثار هندوستان ، غلامعلی آزاد، چاپ سنگی ، ص46.

[8]همان . پ

[9]همان ، ص 85.

[10]سلافه العصر فی محاسن الشعراء بكل مصر، سید علی خان مدنی ،المكتبه المرتضویه لاحیاه الاثار الجعفریه ، ص 323 و 324.

[11]اعیان الشیعه ، محسن امین ، دارالتعاریف ، بیروت ، 1983 م ، ج 4،ص 136.

[12]سلافه العصر فی محاسن الشعراءبكل مصر، سید علی خان مدنی ، المكتبه المرتضویه لاحیاه الاثار الجعفریه ، ص 253 و254و 359.

[13]اعیان الشیعه ، محسن امین ،دارالتعاریف ، بیروت ، ج 8، ص 71.

[14]همان كتاب ، ص 7.

[15]همان ، ص 554 - 556.

[16]همان ، ص 7.

[17]الحدائق الندیه فی شرح الصمدیه ،سید علی خان مدنی ، چاپ سنگی ، ص 583.

[18]همان

[19]سلافه العصر...، ص 193 و194.

[20]همان ، ص 559.

[21]سبحه المرجان ...، ص 86.

[22]همان

[23]مستدرك الوسائل ، میرزا حسیننوری ، چاپ سنگی ، مكتبه الاسلامیه ، ج 3، ص 386.

[24]الدرجات الرفیعه فی طبقات الشیعه ، سید علی خان مدنی ، مكتبهالحیدریه ، نجف 1381 ق ، مقدمه صادق بحرالعلوم ، ص 4.

[25]همان

[26]سبحه المرجان ...، ص 87.

[27]انوار الربیع ، سید علی خان مدنی ، ص 85.

[28]فوائد الرضویه ، ص 271.

[29]الدرجات الرفیعه ...، مقدمه بحرالعلوم ، ص 4.

[30]ریاض السالكین فی ...، چاپ اول ، نشر جامعه مدرسین قم ، 1409 ق ،مقدمه ناشر، ص 18.

[31]همان ، ج 7، ص 447.

[32]الدرجات الرفیعه ...، مقدمه بحرالعلوم ، ص 4.

[33]ریاض السالكین ...، ج 1، ص 40.

[34]فوائد الرضویه ، ص 270.

[35]سبحه المرجان ...، ص 86.

[36]همان ، ص 86.

[37]اعیان الشیعه ، ص 386.

[38]ریاض السالكین ، مقدمه ، مولف ، ص 46 - 49.

[39]فوائد الرضویه ، ص 270.

[40]الدرجات الرفیعه ...، مقدمه بحرالعلوم ، ص 6.

[41]اعیان الشیعه ، ج 8، ص 152

[42]شیخ عباس قمی ، سفینه البحار و مدینه الحكم و الاثار، ج 2، ص 246،نشر سنایی ، تهران 1363

[برگرفته شده از پایگاه اطلاع رسانی حوزه]