نکته ای در دعای ماه رجب
256 بازدید
موضوع: ادبیات عرب

س:

چه مى ‏فرمايند در دعايى كه وارد شده است از حضرت صادق (عليه السّلام) كه فرمودند: «اللَّهمّ اعطني بمسألتي إيّاك جميعَ خير الدنيا و جميعَ خير الآخرة و اصرف عنّى بمسألتي إيّاك جميعَ شرّ الدنيا و شرّ الآخرة»؛ آن حضرت (عليه السّلام) لفظ جميع را در خير دنيا و آخرت و در شرّ دنيا ذكر كرده ‏اند و در شرّ آخرت ذكر نكرده ‏اند، سرّ و حكمت آن چيست؟

ج:

اين فِقره در دعاى هر روز ماه رجب است و مشهور بلكه موجود در نسخ «شرِّ الآخرة» است به كسر «راء» تا عطف بر «شرِّ الدنيا» باشد و لفظ جميع بر سر آن درآيد،در این وقت اختلاف معنوى نخواهد بود، بلكه همين نكته لفظى است كه چرا در «خير» اعاده مضاف شد و در شرّ نشد؟

و شايد نكته آن تفنّن يا اشاره به جواز عطف بر مضاف اليه بدون اعاده مضاف و جواز اعاده مضاف، يا اشتمال كلام حضرت بر همه اقسام مجوّزه باشد كه اين نوعى از بلاغت است و مرجع اين دو نيز به تفنّن در كلام مى ‏شود.و مى‏ تواند اشاره باشد به وحدت جميع شرور در آخرت چنانچه مذكور مى‏شود.

و اگر «شرَّ الآخرة» به فتح «راء» خوانده شود كه عطف بر مضاف باشد- چنانچه همانا در بعضى كتب به عنوان نسخه بدل باشد- در اين وقت محتاج به نكته معنويّه خواهد بود در اضافه «جميع» به «شرّ الدنيا» به تنهايى و اكتفا به مطلق شر در «شرّ الآخرة».

و مى ‏تواند شد كه نكته آن اين باشد كه شرّ آخرت يك نوع است و شرّ دنيا انواع‏ بسيار دارد؛ بيان آن اين است كه جِهات شرور دنيويّه و مبادى و مصدر آنها در غايت تكثّر و تعدّدند و به آن واسطه تعدد بسيار در انواع و اصناف شرور حاصل مى‏ شود، زيرا كه جهات صدور و منشأ شرور يكى نفس امّاره است، چنانكه خداى تعالى مى‏ فرمايد «ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ‏»[نساء، آیه 79] ديگرى شياطين جن و انس است، چنانچه مى‏ فرمايد «مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ‏» [ناس] و غاسق و جادوگران و حاسدانند كه مى‏ فرمايد «وَ مِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ وَ مِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِي الْعُقَدِ وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ»[فلق] و دوابّ الارض موذيه است، چنانچه در ادعيه وارد شده است: «و من شرّ كلّ دابّة أنت آخذ بناصيتها»[بحار، ج83، ص47] و اعداء و كائدان و سلاطين است، چنانچه معصوم فرموده است: «اللَّهمّ بتألّق نور بهاء عرشك من‏ اعدائي استترتُ، و بسطوة الجبروت من كمال عزّك ممّن يكيدني احتجبتُ، و بسلطانك العظيم من شرّ كلّ سلطان و شيطان استعذتُ»[بحار، ج91، ص229] و غير اينها كه در آيات قرآنيّه و ادعيه معصوميه وارد شده.

به خلاف شرّ آخرت كه مصدر و منشأ همه، شيطان و نفس امّاره است كه آن نيز از حزب شيطان است، پس شرّ آخرت يك نوع است و شرور دنيويّه انواع متكثّره.

و مى‏ توان گفت كه وحدت نوع شرّ آخرت و تعدّد شرور دنياويّه به جهت آن است كه شرّ آخرت همان مصيبتى است كه بر دين و طاعت وارد مى‏شود و بس و امّا شرور دنيا مصايبى هستند كه بر دين و طاعت وارد مى ‏شوند و بر جسم و بدن وارد مى‏ شوند، چون انواع امراض و اسقام و بر اولاد و عيال وارد مى‏ شوند و بر خويشان و نزديكان وارد مى‏ شوند و بر مال و متعلّقات وارد مى‏ شوند.

پس هم چنان كه در آن چه اوّل گفتيم وجه وحدت شرّ آخرت و تعدّد انواع شرور دنيا به جهت وحدت منشأ و مصدر و تعدّد آنها بود، در اين وجه به واسطه موارد شرور است كه در شرّ آخرت يك چيز است و آن آتش جهنّم است و تتمّه ديگر در جنب آن كالمعدوم يا از متفرّعات آن است. امّا شرور دنيا چنين نيست كه يكى عمده باشد و تتمّه از فروع آن باشد و عمده ‏اى كه در وقت اطلاق به آن ذهن در آيد ندارد.

و به هر حال حضرت خواستند اشاره فرمايند به تعدّد شرور دنيا و وحدت شرّ آخرت به يكى از جهات مذكوره، پس به اين جهت لفظ جميع را اضافه به شرّ دنيا فرمودند و در شرّ آخرت ذكر نفرمودند.

اگر گفته نشود كه اين وجوه را در جانب خير نيز مى‏توان گفت. زيرا كه خيرات اخرويّه را منشأ و مصادر متعدّده ممكن است، چون اعمال خود و رحمت و مغفرت خداى تعالى و شفاعت شفعاى قيامت و ولد صالح و غير اينها و هم چنين موارد خيرات اخرويّه، چه بسا باشد كه عمل خير شخصى اثر در اولاد او كند، يا به شفاعت او جمعى از نزديكان يا دوستان به خير رسند، چنانچه در احاديث وارد شده، و اللَّه سبحانه هو العالم.[رسائل و مسائل، ملا احمد نراقی، ج‏2، ص126]