حول حالنا الی احسن الحال!
265 بازدید
تاریخ ارائه : 3/21/2015 12:27:00 AM
موضوع: ادبیات عرب

درآمد: اسم تفضیل به یکی از سه صورت زیر به کار برده می شود[علی سبیل منع الجمع و الخلوّ]:

1-همراه با مِن[لفظاً یا تقدیراً]. مثال: «یا أرحمَ مِن کلِّ رحیم»، «الله أکبر»

2-همراه با ال. مثال: «سبحان ربّی الاعلی و بحمده»

3-به صورت مضاف. در این صورت باید مفضَّل بعضی از مفضًّل علیه باشد و آن به دو گونه قابل تصور است:

1-مفضَّل جزء و مفضًّل علیه کل باشد. مثال: «الرأس أنفع الجسم»

2-مفضَّل جزئی(فرد) و مفضَّل علیه کلی(جنس) باشد. مثال: «محمّدٌ صلی الله علیه و آله و سلم أفضل الانبیاء»

صبّان [حاشیة الصبّان، ج3، ص70] و به تبع وی عبّاس حسن [النحو الوافی، ج3، ص300] در توضیح گونه دوم گفته اند:

اصل اولی آن است که مفضًّل علیه جمع باشد تا بتواند افراد متعددی را در بر گیرد، هر چند مفرد نیز به شرط نکره بودن (ال نداشتن) می تواند بر جای جمع تکیه زند، زیرا تنها در این صورت است که معنای مفرد فراگیر خواهد بود. مثال: «محمدٌ صلی الله علیه و آله أفضلُ نبیٍّ».

اشکال: با توجه به این مقدمه، برخی اشکالی را بر دعای لحظه تحویل سال مطرح می کنند مبنی بر اینکه تعبیر به «أحسن الحال» نادرست است و صحیح «أحسن الاحوال» یا «أحسن حالٍ» می باشد.

پاسخ نخست: اشتراط صبّان و عبّاس، اجتهاد در برابر نص و فاقد ارزش علمی است. زیرا مفردِ معرّفِ به ألِ جنس نیز فراگیر است. مثال: «تزوّدوا فإنّ خیر الزاد التقوی»، «نحن نقصّ علیک أحسن القَصَص»، «الله نزّل أحسن الحدیث»، «خیر القول لا إله إلا الله» و... .

پاسخ دوم: آنچه گفته شده (اینکه باید مفضَّل علیه جنس باشد و به تبع آن جمع یا مفرد نکره باشد) هنگامی است که قصد تفضیل در میان باشد و گرنه به اتفاق کلمه نیازی بدان نیست. با این توضیح که می توان اسم تفضیل را منسلخ از تفضیل نمود و به معنای اسم فاعل یا صفت مشبهه به کار برد. [شرح الرضی، ج3، ص459- النحو الوافی، ج3، ص298]. چند مثال:

1-سخن امام علی علیه السلام به هنگام بیعت مردم با عثمان: «لقد علمتم أنّی أحقُّ بها من غیری» [نهج البلاغة، خ73، ص171] شاهد در أحقّ است که امام علیه السلام آن را به معنای حقیق به کار برده است. زیرا امام علیه السلام نمی خواهد بگوید عثمان شایسته خلافت است جز آنکه من از او شایسته ترم.

2-قول فرزدق به هنگام فخر فروشی به جَریر: «إنّ الذی سمک السماءَ بنی لنا/بیتاً دعائمه أعزُّ و أطولُ» (آن –خدایی- که آسمان را برافراشته، برای ما خانه ای-کعبه- ساخته که ستونهایش استوار و بلند است.)

شاهد در أعزّ و أطول است که به معنای عزیزة و طویلة می باشد. زیرا فرزدق نمی خواهد اعتراف کند به اینکه خاندان جریر نیز دارای خانه ای با ستون های استوار و بلند می باشند مگر آنکه ستون های خانه ما استوارتر و بلندتر است.

3-قول عربها که می گویند: «عمرُ بنُ عبدالعزیز أعدلُ بنی أمیةَ». شاهد در أعدل است که به معنای عادل می باشد. زیرا در میان امویان جز عمر بن عبدالعزیز عادلی وجود ندارد تا عمر عادلتر از آنها باشد.

با این توضیح روشن شد که مراد از أحسن الحال، الحال الحسن می باشد.